الا یا ایها الساقی

دیوان حافظ, s. XIV

الا یا ایهّا الساقی اَدِر کاَساً و ناوِلهاکه عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها

ببوی نافهٔ کآخر صبا زان طرّه بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمجرس فریاد می‌دارد که بربندید محملها

بمی سجّاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدکه سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلکجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

همه کارم ز خودکامی ببدنامی کشید آخرنهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها

Del Diván de Hafez (s. XIV), a partir de la transcripción de Wikisource en persa (edición Qazviní-Ghani). Es el ghazal que abre el Diván.

Dominio públicoEste poema está en el dominio público. Puedes leerlo, copiarlo, recitarlo y publicarlo sin pedir permiso a nadie.